ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

363

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

اعمال مؤلّف بلكه ايجاد يك اثر ادبى بوده است . تعدادى از قصايد مؤلّف در كتاب آمده كه بعضى مربوط به موضوع سفر است و بعضى ديگر ستايش شخصيّتهاى مختلف و از جمله دوست وى ، شاعر كاستيلى ، است . ولى بجز اين ، مطالب بسيار دارد كه از مؤلّفان ديگر آورده و به مناسبت ياد كرده ، همچون مطلبى كه از يكى از مورّخان دربارهء فتح افريقا و دولت اغالبه نقل كرده ، يا فصل درازى كه رنگ اخروى دارد و ضمن آن به مناسبت سخن از شهر مهديه چندين حديث دربارهء مهدى منتظر [ ع ] 163 آورده است . زيارت قبور اوليا و پارسايان پراكنده در طول راه و ديدار عالمان مدّعيان صلاح در متن سفرنامه اهميت خاص دارد و مؤلّف مانند اسلاف خود با استفاده از اين فرصت از سرگذشت آنها سخن مىكند . تمجروتى ضمن توصيف مكانهاى جغرافيايى و بيشتر هنگام سخن از شهرهاى بزرگ از مؤلّفان سلف و بخصوص اندلسيان مطالبى نقل مىكند . 164 از جمله مؤلّفان سه تن به او نزديكترند : ابن عبد ربّه از قرن نهم و دهم / سوّم و چهارم ه . بكرى از قرن يازدهم / پنجم ه . و ابو البقاى بلوى از قرن پانزدهم / نهم ه . 165 او نيز مانند جغرافى شناسان سلف مطالب آنها را بدون ترتيب زمانى يا تعيين اينكه مربوط به دوران سابق است نقل مىكند . تمجروتى راههاى سفر خود را در مراكش توصيف نمىكند . بىگفت و گو مىخواسته مطالبى كه هموطنانش مىدانسته‌اند تكرار نشود . 166 وى از فاس سوى قطران رفت و سفارت مدّت سه ماه در آنجا منتظر وصول يك كشتى از الجزاير ماند . پس از آن كشتى در طول ساحل افريقا به راه افتاد و او در راه از وهران ، تنس ، الجزاير ، بجايه ، بونه ، بنزرت ، تونس ، سوس ، منستير ، مهديه ، سفاقس ، و جزيرهء جربه ، گذشت و به طرابلس رسيد . مؤلّف دربارهء جاهاى مسكون همچون تونس و بجايه بتفصيل سخن مىكند . هنگام قرائت گزارش تونس معلوم مىشود كه از مؤلّفان سابق تا چه حد كمك گرفته ، زيرا در حدود بيست و پنج صفحه از ابن عبد ربه و بلوى نقل مىكند . از طرابلس به بعد شخصيّت مؤلّف نمودار مىشود 167 زيرا چون منابع مكتوب نداشته ناچار به خود تكيه كرده و اين قضيّه از لحاظ كتاب سودمند افتاده است . تمجروتى و ياران وى پيش از آنكه طرابلس را به قصد استانبول ترك كنند بناچار يك ماه و دوازده روز در آنجا ماندند . سفر به استانبول با كشتى نيروى دريايى عثمانى انجام گرفت كه انقلابى را كه در طرابلس بر ضدّ تسلّط عثمانيان در گرفته بود سركوب كرده بود . تمجروتى قضيّهء عبور از مديترانه و احساسات خود را بتفصيل نقل مىكند . اين اوّل سفر دريايى او بود و دريا در او بسيار مؤثر افتاد و از عبور هول انگيز و خطرناك كشتى از دل امواج مكرّر سخن آورده . اين استطرادهاى ادبى با قصايد بسيار كه بعضى از او و بعضى از شاعران ديگر است قسمتى از كتاب را گرفته است . در سفر دريا با قطب نما ( بيت الإبرة ) [ - خانهء سوزن ] و نقشه‌هاى